دلار ارز مطمئن یا حباب کاذب...
پس از دو سال سقوط یکنواخت و تضعیف، دلار آمریکا به ناگاه از ماه جولای در مسیری صعودی قرار گرفت و در حال حاضر برای پنجمین ماه متوالی این روند کماکان و با شدت ادامه دارد. اکنون این سوال مطرح است که آیا این صعود همچنان پایدار خواهد ماند؟ و آیا دلار واقعاً به دوران طلایی خود بازگشته است؟
برای پاسخ به این سوال به این نکته بسیار مهم توجه کنید که "حرکت صعودی اخیر دلار، قطعاً به دلیل تقویت بنیادهای اقتصادی ایالات متحده نبود و علت اصلی آن، فروش شدید ارزهای مقابل دلار است". در واقع، زمینه اصلی تقویت دلار، کاهش رشد اقتصادی در کشورهای بزرگ صنعتی و بوجود آمدن شرایط ریسک گریزی (فرار سرمایه ها از بازارهای سهام و جاری شدن به سوی محل امن) است و در این شرایط، سرمایه ها بطور سنتی به دلار و ین به دلیل دارا بودن ویژگی ارز مطمئن (Safe heaven)روانه می شود. این درحالی است که به استناد آمارها، وضعیت اقتصادی ایالات متحده کماکان در شرایط بحرانی به سر می برد. در نتیجه، شاید بتوان گفت، تقویت شدید (و البته کاذب) دلار نوعی حباب افزایش قیمت بوده و این حباب ممکن است زمانی – نه چندان دور- بترکد!!
به برخی حقایق در خصوص وضعیت اقتصادی ایالات متحده توجه کنید:
- نرخ بهره بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) که در ابتدای سال جاری 4.25% بود، در حال حاضر 1.00% است که معنی آن، عدم جذابیت دارایی های مالی و دلار برای سرمایه گذاران در شرایط ثبات بازارهای مالی است.
- میزان رشد اقتصادی ایالات متحده از رقم 2.50% ابتدای سال، به 0.35% رسیده است (دوره سالانه) و انتظار می رود، این روند در سال آینده میلادی نیز ادامه یابد. (کاهش مستمر GDP، چشم انداز تیره ای از آینده اقتصاد آمریکا نمایان می کند)
- شاخصهای اشتغال به سرعت رو به پایین است و طی 10 ماه گذشته (از ابتدای شروع سال 2008) از رقم 76000- به 240000- (اکتبر) رسید.
- دولت آمریکا تا کنون 2 تریلیون دلار وام اضطراری برای جلوگیری از گسترش بحران و تشدید رکود اقتصادی هزینه کرده است.
- پس از سقوط بسیاری از بانکها و موسسات مالی بزرگ و معتبر، اکنون شکاف بحران مالی در صنعت غول پیکر خودرو سازی این کشور رخنه کرده است که می تواند تبعات بسیار شدیدی در بخش های اشتغال، درآمد مالیاتی دولت، صادرات داشته باشد.
- بخش مسکن همچنان در رکود شدید بسر می برد و در نتیجه، صنایع وابسته به آن نیز با رکود سرد مواجه هستند.
علاوه بر موارد عمده ای که در بالا بدان اشاره شد، وضعیت بازارهای سهام و بازارهای اوراق قرضه نیز قابل توجه و تامل است. شاخصهای سهام عمدتاً در روندی نزولی قرار دارند و روز به روز میلیاردها دلار ارزش خود را از دست می دهند و در مقابل، محل امن سرمایه گذاری، بازارهای درآمد ثابت (Fixed Income) یا همان اوراق قرضه دولتی (Bond Markets) است که طی هفته های اخیر، به دلیل هجوم برای خرید، قیمت آنها افزایش یافته و در نتیجه، سود بازدهی آنها (خصوصاً اوراق 2 ساله) به شدت کاهش یافته است.
با این توصیف، روند حرکت دلار و تقویت شدید و غیر معقول آن در برابر ارزهای اصلی - چنانکه گفته شد- الگوی حباب (bubble) را تشکیل داده و انتظار می رود، این حباب با بازگشت ثبات به بازارهای مالی، تقویت اعتماد عمومی و ورود سرمایه گذاران برای خرید در نرخهای پایین، در آینده نزدیک از بین رود....


![[نمودار هر اونس طلا برحسب دلار آمریکا]](http://www.kitconet.com/charts/metals/gold/t24_au_en_usoz_2.gif)
![[نمودار هر اونس پالادیوم برحسب دلار آمریکا]](http://www.kitconet.com/charts/metals/palladium/t24_pd_en_usoz_2.gif)
با سپری شدن شرایط حاد بحران کمبود وام و اعتبار و بازگشت آرامش نسبی به بازارهای مالی، اکنون، غول رکود (recession)، بر اقتصاد کشورهای بزرگ سایه انداخته و چرخ اقتصادی این کشورها را رفته رفته از حرکت باز می دارد. سقوط بازارهای مالی، فرار سرمایه ها از بطن اقتصاد کشورها (بازارهای بورس) و در نتیجه، کاهش شاخصهای مهم اقتصادی (مسکن، تولید، اشتغال) از جمله عوامل شروع رکود اقتصادی است. این شرایط، پیشتر و در حدود یکسال پیش در اقتصاد ایالات متحده خودنمایی کرد و در آن زمان، اولین هشدارها را آلن گرینسپن، رئیس سابق بانک فدرال، داد. در چنین شرایطی بود که با کاهش یکباره ی شاخصهای اقتصادی، خصوصاً شاخصهای مهم مسکن، اقتصاد ایالات متحده درگیر شرایطی شد که در نهایت به بحران وام رهنی (Sub-prime mortgage) و در سرانجام به بحران جهانی فرار سرمایه ها از بازار و کمبود وام و اعتبار (Credit Crunch) انجامید. بدین جهت، رکود اولیه در بزرگترین اقتصاد جهان (اقتصاد ایالات متحده)، ریشه ی اصلی بحران اخیر بازارهای مالی محسوب می شود.
